امروز يکشنبه چهاردهم شهريور 1389 - 8:38:17

به امید روزی که سرانه مطالعه هر ایرانی بیش از 30 دقیقه باشد
ما مردمانی کتاب گریزیم. این را دریافتن، نیازمند آمار دقیق مَراجع فرهنگی نیست. کافی است نگاهی به برنامه روزانه خود و نزدیکانمان بیاندازیم تا این حقیقت تلخ، به وضوح و روشنی پیش رویمان پدیدار شود: ما کتاب نمیخوانیم !
این البته به این معنا نیست که کتاب نمیخریم یا در خانهی خود دهها و بلکه صدها جلد کتاب نداریم؛ بلکه به این معناست که گشودن یکی از این مرغان قفسی و رها کردن آنها در آسمان ذهن برای ما دشوارتر از دشوارترین امور روزمره است. ما از این کار میهراسیم، به آن اهمیت نمیدهیم، فرصت کافی نداریم و بسیار خرده دلیل بیاهمیت دیگری در آستین داریم تا برای کتاب گریزی خویش ارایه کنیم و البته که هیچ یک نمیتوانند این نقطه ضعف عمیق فرهنگی را در ما توجیه کنند و پوشش دهند : ما کتاب نمیخوانیم !
معایب و مضرات این کتاب ناخوانی را هم جملگی از بَریم، میدانیم که تأثیر کتاب بر ذهن و روحمان تا چه اندازه ژرف است، که کتاب خواندن چه اندازه در رشد و اعتلای فرهنگ عمومی و زندگی این جهانیمان موثر است، که جامعهای که از کتاب خواندن بپرهیزد از خود حقیقیاش بیگانه میگردد و این بیگانگی از خویش چه مصیبی که نمیآفریند و در دل جهل حاصل از کتاب گریزی، چه نطفههای شومی که آرمیدهاند؛ اما هیچ یک از این داناییها نیز نمیتوانند ما را به سوی گشودن پنجرههای کاغذی و نگریستن از میان آنها سوق دهند؛ همچنان، کتاب نمیخوانیم!
اما آنان که دل در گرو فرهنگ این مرز و بوم دارند، آنان که ذهن و روحشان هر دو در بند یار دیرین است، آنان که روزگاری دل به یار مهربان سپردهاند و دیگر بازنستاندهاند، در برابر این موجِ گریز از کتاب، البته که سر فرو نیاورند و روز و شب به راه حلی اندیشند تا دوستان و یاران، برادران، هم کیشان و هم وطنان خویش را با دانای خوش زبان پیوندی دوباره دهند و از سخنهای فراوانش بهرهمندشان سازند:
و اینک یار بیزبان، با تو سخن می گوید....
کتاب گویای پیامبر و رازهای دل
کتاب گویای پیامبر و رازهای دل
نوشته: جبران خليل جبران
با ترجمه و صداي: مسيحا برزگر
صدابرداري، انتخاب موسيقي، ميکس و مسترينگ: سپهر عباسي
مدير توليد: فاطمه محمدي
استوديو: راک فيلم
(1 عدد سيدي mp3 و يک جلد کتابچه )

درباره کتاب پيامبر و خالق آن
زیبایی و عشق، چیزهایی هستند که بر تمامی آثار جبران
خلیل جبران سایه انداختهاند. همه، این پیامآور شگفت قرن بیستم دنیا را میشناسند و با کلام جادوییاش آشنایند. در سال 1883در دهکدهای کوهستانی و خوشمنظره به نام بشرا به دنیا آمد. هنوز کودک بود که با رازهای طبیعت آشنا شد، در زیبایی طبیعت غرق شد و به خوبی ذات انسان ایمان آورد.او معتقد بود که برای زدودن خشونت از زندگی مردم، باید زیبایی را ستود و بدون زیبایی، آزادی معنایی نخواهد داشت. زیبایی باید معیاری شود برای سنجش کردار آدمیان.
خلیل جبرانِ ستایشگر زیبایی، دلی عاشقپیشه نیز داشت. در نگاه او شهوتِ تطهیر شده و به عشق استحالهیافته، بستر شادمانی حقیقی و رستگاری غاییست.
در نظر او حتی اعمال نیک نیز زیباییِ تجسم یافتهاند. او در دهم آوریل 1931 هنگامی که بالهای پروازش کامل شده بود، از میان خاکیان پر کشید. او در اوج خویش و در روز پایان سفر زمینیاش 48 سال داشت. در آن روز غمگین، بسیاری گمان میکردند که رسالت خلیل جبران نیمهکاره مانده است.
اما آشنایان او میدانستند که چنین نیست. او اکنون، چند دهه پس از مرگش، به محبوب دل میلیونها انسان در سراسر جهان بدل شده است.
کتاب پیامبر او همچون شرابی ناب و روحانی، انسان را مست و روح و جان را سیراب میکند. پیامبر کتابی است که زمان را درنوردیده و هرگز کهنه نمیشود.
پیامبر برگزیدهایست که اشتیاق او به سرزمین یادهایش او را از شهر اورفالس فرا میخواند و او حقیقت پربار خویش را برای مردمانش بازگو میکند...
پیامبر برگزیدهایست که تمنای عشق را باور دارد:
«هنگامی که بالهای عشق در بر میگیردتان، خود را در آن بالها رها کنید، گر چه در لابهلای پرهایش تیغ باشد و زخمیتان کند.»
پیامبر فرزندان را متعلق به ما نمیداند، آنها تنها از بستر رودخانه ما میگذرند تا به دریای زندگی بریزند:
«بکوشید شاید مانند آنها شوید، اما مکوشید آنها را مانند خود کنید»
پیامبر بخشش را میستاید، آنجا که میگوید:
آیا بیم از احتیاج، چیزی جز احتیاج است؟ آیا ترس از تشنگی، آنگاه که چاهتان پر از آب است، چیزی جز عطش سیراب ناشدنی است؟
و بنگرید که پیامبر چگونه سفرهها را محرابی میداند برای عبادتی پاک:
«و آنگاه که سیبی را به دندان میگزید
در دل بگوییدش:
دانههایت در من خواهند شکفت،خواهند بالید، شکوفه خواهند داد و رایحه شکوفهها در هوای دلم خواهند پیچید.»
با غمها، شادیها را فرا میخواند و با شادی نقاب از چهره غم برمیدارد:
«آیا قدحی که چون لاله از می سرخ و نابتان لبریز است، سوخته جانی نیست که از آتش کوره کوزهگر گذر کرده است؟»
او میان بدان و پاکان مرزی نمیبیند؛ زیرا:
«آنان دوشادوش هم در آفتاب ایستادهاند، مانند ریسمان سیاه و ریسمان سفید که به هم تابیدهاند. اگر ریسمان سیاه پاره شود، بافنده همه پارچهها را وارسی می کند و چرخ بافندگی را با حوصله و دقت میکاود.»
او در اشتیاق آزادی نمیماند و آزادی را برای آزادی رها میکند:
«آزادی شما، هنگامی که لگام برمیگیرد و بندها را میگشاید، خود، لگام و بندی میشود برای آزادی بزرگتر».
هم او که شور زندگی را میپراکند، رنج را نیز میستاید.
«رنج، شکافته شدن پوستهای است که غم شما را در خود نگه داشته است».
لذت، نغمهی آزادی اوست؛ این نغمه را با تمام دل خویش میسراید، ولی خود را در آن نغمه گم نمیکند:
«لذت ژرفایی است که ما را به اوج میرساند؛
اما خود، نه ژرفاست و نه بلندا!»
پیامبر، ژرفای دریای درونش را هیچ گاه نمیسنجد؛ زیرا میداند که ژرفای وجود، همه دریاییست بیکرانه.
برگزیده، حقیقتهایی از آموزش و دوستی، خوبی و بدی، زیبایی و زمان میسراید و سرانجام که گاه وداعش با مردمان فرا میرسد، ندا میدهد که:
«بدرود ای مردم اورفالس !!!
باد می خواندم؛
یعنی از پیشتان خواهم رفت.
شتاب باد را ندارم، لیک باید بروم».
پیامبر کتابی است برای همه عصرها و همه نسلها. پیامبر، چراغ عشق و امید را همواره در دلها روشن نگه میدارد. در پیامبر بصیرت و روشنی است که بر شانههای جان مردمان پر و بال میرویاند.
Payambar(sample).mp3 - حجم فايل: 939 کيلو بايت
شما میتوانید با نوین کتاب گویا تماس بگیرید و محصولات مورد نظر خود را سفارش دهید. نوین کتاب گویا شما را در انتخاب کتاب سخنگو راهنمایی کرده و اطلاعات دقیقتری را در اختیار شما قرار میدهد. همچنین میتوانید با ارسال ایمیل خود از محصولات جدید نوین کتاب گویا مطلع گردید.
تلفن تماس :
021-77608482 , 0261- 2770021
فکس :
77608482
آدرس ايميل :
info@NovinKetab.com